حکمت های نهج البلاغه شامل ۴۸۰ حکمت است که گزیده سخنان حکمت‌آمیز امیرالمؤمنین علیه السلام ، پندها و نیز پاسخ پرسش‌ها و گفتارهای کوتاه وی آمده است.

فهرست حکمت‌های نهج البلاغه

      حکمت 373 - سخن

      محمّد بن جرير طبرى (مورّخ معروف) در تاريخ خود از عبدالرحمن بن ابى ليلى، فقيه معروف ـ از کسانى بود که براى پيکار برضد حجاج همراه ابن اشعث خروج کرد ـ نقل کرده که مى گويد: در سخنانى که حجاج براى تشويق مردم ايراد کرد چنين گفت که در روزى که با شاميان روبرو بوديم من از على (عليه السلام) که خداوند درجاتش را در ميان صالحان برتر نمايد و ثواب شهيدان و صديقان را به او عنايت کند شنيدم که چنين فرمود: اى مومنان! هرکس ظلم و ستمى را مشاهده کند که در حال انجام گرفتن است يا کار زشت و منکرى را ببيند که مردم را به سوى آن فرامى خوانند اگر تنها با قلبش آن را انکار کند راه سلامت را برگزيده و گناهى بر او نيست (به شرط اين که بيشتر از آن در توان نداشته باشد) و آن کس که با زبان و بيان به مبارزه برخيزد و آن را انکار کند پاداش الهى خواهد داشت و مقامش از گروه نخست، برتر است. اما آن کس که با شمشير (در آنجا که راهى جز آن نيست) براى اعلاى نام خدا و سرنگونى ظالمان، به انکار برخيزد او کسى است که به راه هدايت راه يافته و بر جاده حقيقى گام نهاده و نور يقين در قلبش تابيده است. {1}

      حکمت 374 - درباره سخن

      امام (عليه السلام) در گفتار ديگرى در همين زمينه فرمود: گروهى ازمردم با دست و زبان و قلب به مبارزه با منکرات و انکار منکر برمى خيزند. آن ها تمام خصلت هاى نيک را به طور کامل در خود جمع کرده اند. گروهى ديگر تنها با زبان و قلب به مبارزه برمى خيزند اما با دست کارى انجام نمى دهند آن ها به دو خصلت از خصلت هاى نيک تمسک جسته اند و يکى را ضايع کرده اند. گروهى ديگر تنها با قلبشان نهى از منکر مى کنند (و از آن بيزارند) ولى مبارزه با دست و زبان را ترک مى گويند اين گروه بهترين خصلت هاى از اين سه را ترک گفته و تنها به يکى چنگ زده اند. گروهى ديگر نه با زبان نهى از منکر مى کنند و نه با قلب و نه با دست، اين ها (در حقيقت) مردگانى در ميان زندگان هستند. (بدانيد) تمام اعمال نيک و حتى جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منکر همچون آب دهان است در برابر دريايى عميق و پهناور. امر به معروف و نهى از منکر نه مرگ کسى را نزديک مى کند و نه از روزى کسى مى کاهد (و بدانيد) از همه اين ها مهمتر سخن حقى است که در برابر سلطان ستمگرى گفته شود (و از مظلومى در مقابل آن ظالم دفاع گردد). {1}

      حکمت 379 - کوشش در کار

      امام (عليه السلام) فرمود: اى فرزند آدم! روزى دو گونه است يکى آن روزى که تو به دنبالش مى روى و ديگرى آن روزى که به دنبال تو مى آيد و اگر به دنبالش نروى باز هم به سراغ تو خواهد آمد بنابراين غم واندوه تمام سال را بر همّ و غمّ امروزت اضافه مکن. غم هر روز براى آن روز کافى است. اگر در تمام سال زنده بمانى وجزء عمر تو باشد خداوند هر روز آنچه از روزى براى تو معين کرده است به تو مى دهد و اگر تمام آن سال جزء عمر تو نباشد چرا غم و اندوه چيزى را بخورى که مربوط به تو نيست؟ (بدان) هيچ کس پيش از تو نمى تواند روزى تو را دريافت کند و يا آن را از دست تو بيرون ببرد و آنچه براى تو مقدر شده است بدون تأخير به تو مى رسد. {1} مرحوم سيد رضى مى گويد: «مضمون اين سخن در همين باب گذشت {1} ولى چون کلام امام (عليه السلام) در اين جا واضح تر و مشروح تر بود آن را براساس روشى که در آغاز کتاب تذکر داده ايم تکرار کرديم»؛ (قال الرضيُّ: وقد مضى هذا الکلام فيما تقدّم من هذا الباب، إلا أنّه هاهنا أوضح وأشرح، فلذلک کرّرناه على القاعدةِ المقرّرة في أوّل الکتاب).