حکمت 383

وَقَالَ عَلَيهِ السَّلَامُ
اِحْذَرْ أَنْ يَرَاکَ آللّهُ عِنْدَ مَعْصِيَتِهِ وَ يَفْقِدَکَ عِنْدَ طَاعَتِهِ فَتَکُونَ مِنَ آلْخَاسِرِينَ، وَ إِذَا قَوِيتَ فَاقْوَ عَلَى طَاعَةِ آللّهِ، وَ إِذَا ضَعُفْتَ فَاضْعُفْ عَنْ مَعْصِيَةِ آللّهِ.

امام (عليه السلام) فرمود:
برحذر باش از اين که خدا تو را نزد معصيتش حاضر ببيند و نزد طاعتش غايب که از زيان کاران خواهى بود، و هرگاه قوى و قدرتمند مى شوى قدرت بر اطاعت خداوند داشته باش و هرگاه ضعيف و ناتوان مى گردى در برابر معصيت خداوند ضعيف و ناتوان باش.

شرح و تفسیر حکمت 383
در برابر معاصى ضعيف و در برابر طاعات قوى باش
امام (عليه السلام) در اين گفتار حکيمانه اش به دو نکته مهم اشاره مى فرمايد.
نکته اول اين است که به همگان هشدار مى دهد مراقب اعمال خويش باشند، مى فرمايد: «برحذر باش از اين که خداوند تو را نزد معصيت هايش حاضر ببيند و نزد طاعاتش غايب که از زيان کاران خواهى بود»؛ (اِحْذَرْ أَنْ يَرَاکَ آللّهُ عِنْدَ مَعْصِيَتِهِ وَ يَفْقِدَکَ عِنْدَ طَاعَتِهِ فَتَکُونَ مِنَ آلْخَاسِرِينَ).
اشاره به اين که عالَم محضر خداست و خداوند از ما به ما نزديک تر است حتى افکار و خيالاتى را که در ذهن ما نقش مى بندد مى داند و مى بيند بنابراين چگونه به خود اجازه مى دهيم که در صحنه هاى معصيت در حضور خداوند، حضور داشته باشيم و در صحنه هاى اطاعت که خاصان و مقربان پروردگار و مومنان صالح حضور دارند جاى ما خالى باشد؟
امام صادق (عليه السلام) طبق روايتى که در کتاب شريف کافى آمده است به يکى از ياران خود به نام اسحاق بن عمار مى فرمايد: «يا إِسْحَاقُ خَفِ اللَّهَ کَأَنَّکَ تَرَاهُ وَ إِنْ کُنْتَ لاَ تَرَاهُ فَإِنَّهُ يرَاکَ فَإِنْ کُنْتَ تَرَى أَنَّهُ لاَ يرَاکَ فَقَدْ کَفَرْتَ وَ إِنْ کُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ يرَاکَ ثُمَّ بَرَزْتَ لَهُ بِالْمَعْصِيةِ فَقَدْ جَعَلْتَهُ مِنْ أَهْوَنِ النَّاظِرِينَ عَلَيکَ؛ اى اسحاق! آن گونه از خدا بترس که گويى او را مى بينى و اگر تو او را نمى بينى او تو را مى بيند. اگر فکر مى کنى که خدا تو را نمى بيند کافر شده اى و اگر مى دانى تو را مى بيند ولى آشکارا معصيتش را مى کنى او را کمترين بينندگان به حساب آورده اى (زيرا در برابر يک انسان عادى و حتى گاه در مقابل يک کودک حاضر نيستى بسيارى از گناهان را انجام دهى پس چگونه در محضر پروردگار مرتکب آن مى شوى؟)».
از اين سخن مى توان نتيجه گرفت که بى تقوايى هاى انسان ها نتيجه ضعف ايمان آن ها به خداوند و معاد است. يا او را همه جا حاضر نمى دانند و يا وعده هاى معاد و پاداش و کيفر اعمال را کوچک مى شمرند که اگر چنين نبود روح تقوا حاکم بود.
از همين رو در حديثى مى خوانيم که از امام صادق (عليه السلام) تفسير تقوا را پرسيدند. امام (عليه السلام) در پاسخ فرمود: «أَنْ لاَ يفْقِدَکَ اللَّهُ حَيثُ أَمَرَکَ وَ لاَ يرَاکَ حَيثُ نَهَاکَ؛ حقيقت تقوا اين است که خدا تو را در جايى که امر کرده، غايب نبيند و در جايى که نهى کرده حضور نداشته باشى».
اميرمؤمنان (عليه السلام) در جمله دوم از گفتار حکيمانه مورد بحث به نکته ديگرى اشاره مى کند که درواقع تکميل کننده جمله پيشين است. مى فرمايد: «و هرگاه قوى و قدرتمند مى شوى قدرت بر اطاعت خداوند داشته باش و هرگاه ضعيف و ناتوان مى گردى در برابر معصيت خداوند ضعيف و ناتوان باش»؛ (وَ إِذَا قَوِيتَ فَاقْوَ عَلَى طَاعَةِ آللّهِ، وَ إِذَا ضَعُفْتَ فَاضْعُفْ عَنْ مَعْصِيَةِ آللّهِ).
اشاره به اين که سعى کن اسباب اطاعت را فراهم کنى و در طريق اطاعت پروردگار قوى شوى و نيز سعى کن اسباب معصيت را از ميان بردارى و در طريق عصيان ضعيف شوى زيرا فراهم آوردن اسباب يا از ميان بردن آن غالبآ کارى است که در اختيار انسان مى باشد. مثلاً هنگامى که افراد عادى نزد علما و دانشمندان وارسته دينى بروند تا نصيحتى از آن ها بشنوند سبب مى شود که روح آن ها براى اطاعت پروردگار قوى گردد و هنگامى که از بدان ودوستان بدکار دورى کنند اسباب معصيت را از ميان برداشته و خود را براى انجام آن ضعيف مى سازند.
در حديث ديگرى از امام صادق (عليه السلام) در تفسير آيه شريفه (وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنّتانِ) آمده است: «مَنْ عَلِمَ أَنَّ اللَّهَ يراهُ وَ يسْمَعُ ما يقُوْلُ وَ يعْلَمُ ما يعْمَلُ مِنْ خَيرٍ أَوْ شَرٍّ، فَيحْجُزُهُ ذلِکَ عَنِ الْقَبيحِ مِنَ الْأَعمالِ، فَذلِکَ الَّذى خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى؛ کسى که بداند خدا او را مى بيند و آنچه را مى گويد مى شنود و از اعمال نيک و بدى که انجام مى دهد آگاه است و اين امر او را از اعمال قبيح بازدارد اين کسى است که از مقام پروردگارش خائف است و نفس خويش را از هوى بازمى دارد».
در آيات قرآن مجيد نيز تعبيرات مختلفى ديده مى شود که درواقع گفتار امام (عليه السلام) برگرفته از آنهاست.
در آيه چهاردهم سوره علق درباره بعضى از کافران و تکذيب کنندگان پيغمبر (صلي الله عليه و آله) آمده است: (أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللهَ يَرَى)؛ «آيا او نمى دانست که خداوند اعمالش را مى بيند».
در آيه 108 سوره نساء مى خوانيم: (يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلاَ يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللهِ)؛ «آن ها زشتکارى خود را از مردم پنهان مى دارند؛ اما از خدا پنهان نمى دارند».
اين سخن را با نکته اى که مرد سالکى بيان کرده پايان مى دهيم: نقل شده که او بعد از گناهى توبه کرده بود ولى پيوسته مى گريست. به او گفتند: چرا اين قدر گريه مى کنى؟ مگر نمى دانى خداوند غفور است وآمرزنده گناهان؟ گفت: آرى ممکن است او عفو کند ولى اين خجلت و شرمسارى را از اين که او مرا به هنگام گناه ديده است، چگونه از خود دور سازم؟
گيرم که تو از سر گنه درگذرى *** وان شرم که ديدى که چه کردم چه کنم؟!