تفسیر حکمت 385

وَقَالَ عَلَيهِ السَّلَامُ
مِنْ هَوَانِ آلدُّنْيَا عَلَى آللّهِ أَنَّهُ لاَ يُعْصَى إِلاَّ فِيهَا، وَلاَ يُنَالُ مَا عِنْدَهُ إِلاَّ بِتَرْکِهَا.

ترجمه
امام (عليه السلام) فرمود:
براى پستى اين دنيا(ى فريبنده پرزرق و برق) همين بس که تنها جايى است که معصيت خدا در آن مى شود، و براى رسيدن به پاداش هاى الهى راهى جز ترک آن نيست.
شرح و تفسیر
در پستى دنيا همين بس!
درباره پستى دنيا و بى ارزش بودن زرق و برق آن در قرآن مجيد تعبيرات مختلفى ديده مى شود. گاهى از آن تعبير به لهو و لعب شده: (وَمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلاَّ لَهْوٌ وَلَعِبٌ) و گاه از آن تعبير به زخرف شده و اين که اگر مردمِ دنياپرست همگى به دنيا اقبال نمى کردند به قدرى دنيا بى ارزش بود که براى کافران خانه هاى پرزرق و برق و زينتى قرار مى داديم: (وَلَوْلاَ أَنْ يَکُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَّجَعَلْنَا لِمَنْ يَکْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفآ مِّنْ فَضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ * وَلِبُيُوتِهِمْ أَبْوَابآ وَسُرُرآ عَلَيْهَا يَتَّکِئُونَ * وَزُخْرُفآ وَإِنْ کُلُّ ذَلِکَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالاْخِرَةُ عِنْدَ رَبِّکَ لِلْمُتَّقِينَ).
و در احاديث اسلامى به برگ درخت نيم جويده در دهان ملخ تشبيه شده است (وَإِنَّ دُنْيَاکُمْ عِنْدِي لَأهْوَنُ مِنْ وَرَقَةٍ فِي فَمِ جَرَادَةٍ تَقْضَمُهَا). و امثال اين تعبيرات.
آنچه در اين گفتار حکيمانه مى بينيم تعبير جديدى در اين زمينه است. امام (عليه السلام) مى فرمايد: «براى پستى دنيا (ى فريبنده و پرزرق و برق) همين بس که معصيت خداوند فقط در آن انجام مى شود و براى رسيدن به پاداش الهى راهى جز ترک آن نيست»؛ (مِنْ هَوَانِ آلدُّنْيَا عَلَى آللّهِ أَنَّهُ لاَ يُعْصَى إِلاَّ فِيهَا، وَ لاَ يُنَالُ مَا عِنْدَهُ إِلاَّ بِتَرْکِهَا).
امام (عليه السلام) در اين گفتار نورانى به دو نکته در پستى دنيا اشاره مى کند: نخست اين که جاى معصيت الهى تنها اينجاست و دوم اين که وسيله رسيدن به سعادت جاويدان ترک آن است.
عجيب آن است که در حديثى از امام سجاد (عليه السلام) مى خوانيم که مى فرمايد: «خَرَجنا مع الحُسَينِ فَما نَزَلَ مَنزِلا وما ارتَحَل مِنه إلّا ذَکَر يحيى بنَ زکرِيّا وقَتْلَه وقال يَومآ: وَمِن هَوانِ الدُّنيا على اللهِ عزّ وجَلّ أنّ رأسَ يحيى بنَ زکرِيّا أُهدِيَ إلى بَغيٍّ مِن بَغايا بنيإسرائيل؛ ما با امام حسين (پدرم به سوى کربلا) خارج شديم امام هر زمان در منزلى پياده مى شد و يا از آن حرکت مى کرد به ياد يحيى بن زکريا و قتل او مى افتاد و روزى فرمود: در پستى دنيا در برابر خداوند متعال همين بس که سر يحيى بن زکريا (پيامبر بزرگ الهى) براى زن آلوده اى از زنان آلوده بنى اسرائيل هديه فرستاده شد».
اين تعبير اشاره روشنى است به پيش بينى شهادت امام (عليه السلام).
امام کاظم (عليه السلام) در حديث معروف هشام بن حکم که در آغاز جلد اوّل اصول کافى آمده است خطاب به هشام مى فرمايد: «يا هِشام! إنّ العُقَلاءَ ترَکوا فُضولَ الدُّنيا فَکَيف الذّنوب، وتَرْکُ الدّنيا مِن الفَضْلِ وتَرْکُ الذّنوبِ مِنَ الفَرْضِ؛ عاقلان اضافات دنيا را ترک کرده اند تا چه رسد به گناهان، چراکه ترک دنيا فضيلت است و ترک گناهان فريضه».
از حديث بالا به خوبى استفاده مى شود که منظور از ترک دنيا ترک ضروريات

و نيازهاى زندگانى ساده نيست چراکه در احاديث ديگر، کمکى براى رسيدن به آخرت شمرده شده (نعم العون الدنيا على الآخرة) بلکه به تعبير امام کاظم (عليه السلام) منظور فضول دنياست، زرق و برق ها، زينت و تجملات بى حساب و مانند آن است بنابراين هيچ منافاتى بين کلام حکيمانه بالا و رواياتى که درباره لزوم برخوردارى از حدّ معقول زندگى آمده نيست.
در حديثى از امام صادق (عليه السلام) مى خوانيم که پيغمبر گرامى اسلام (صلي الله عليه و آله) از راهى عبور مى کرد، چشمش به بزغاله مرده اى افتاد که در محل گردآورى زباله ها افتاده بود، به اصحابش فرمود: ارزش اين بزغاله چقدر است؟ عرض کردند: اگر زنده بود شايد به اندازه يک درهم نيز نبود. پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمود: «والّذِي نَفْسِى بِيَدِهِ لَلدُّنيا أهوَنُ عَلى اللهِ من هذا الجَدْى على أهْلِه؛ دنيا کم ارزش تر است در پيشگاه خدا از اين بزغاله در نزد صاحبانش».

* * *