حکمت 478
وَ قَالَ عَلَيهِ السَّلَام
مَا أَخَذَ آللّهُ عَلَى أَهْلِ آلْجَهْلِ أَنْ يَتَعَلَّمُوا حَتَّى أَخَذَ عَلَى أَهْلِ آلْعِلْمِ أَنْ يُعَلِّمُوا.
امام (عليه السلام) فرمود:
خداوند از افراد جاهل پيمان نگرفته که دنبال علم و دانش بروند، مگر اين که قبل از آن از علما و دانشمندان پيمان گرفته که به آن ها علم بياموزند.
شرح و تفسیر حکمت 478
شرح وتفسير
مسئوليت سنگين دانشمندان
امام (عليه السلام) در اين گفتار حکيمانه به نکته بسيار مهمى در مورد فراگيرى علوم اشاره کرده، مى فرمايد: «خداوند از افراد نادان پيمان نگرفته که دنبال علم و دانش بروند، مگر اين که قبل از آن از علما و دانشمندان پيمان گرفته که به آن ها علم بياموزند»؛ (مَا أَخَذَ آللّهُ عَلَى أَهْلِ آلْجَهْلِ أَنْ يَتَعَلَّمُوا حَتَّى أَخَذَ عَلَى أَهْلِ آلْعِلْمِ أَنْ يُعَلِّمُوا).
در بسيارى از کشورها در دنياى امروز تحصيل علم در حد قابل ملاحظه اى اجبارى است و چنانچه فرزندى متولد شود و مثلاً به سن شش سالگى برسد و نام او براى فراگرفتن علم در هيچ مدرسه اى نوشته نشده باشد پدر و مادر او مورد مواخذه قرار خواهند گرفت.
اين کار در دنياى ما که توجه خاصى به علوم در آن مى شود چيز عجيبى نيست. مهم آن است که حدود چهارده قرن پيش، اسلام نه تنها فراگيرى علم را فريضه شمرده بلکه بالاتر از آن، تعليم دادن را بر دانشمندان واجب کرده است و منطق عقل نيز همين را ايجاب مى کند. چگونه ممکن است بر افراد نادان فراگرفتن علم واجب باشد اما بر دانشمندان تعليم دادن واجب نباشد؟
امام (عليه السلام) در اين گفتار حکيمانه اشاره به دو پيمان الهى مى کند: پيمانى که در درجه اول است پيمانى است که از دانشمندان گرفته که علم خود را کتمان نکنند و در اختيار مردم بگذارند، و پيمانى که از افراد جاهل گرفته که به دنبال تحصيل علم بروند. و اگر اين دو پيمان در جامعه انسانى لباس عمل به خود بپوشد، جهل و نادانى ريشه کن خواهد شد.
همان گونه که در سند اين کلام حکيمانه اشاره شد، در احاديث اسلامى مطالب بسيارى در همين زمينه وارد شده است، از جمله همان حديث امام صادق (عليه السلام) که از جدش على (عليه السلام) نقل کرده و اين مطلب را به طور مشروح ترى بيان مى کند. مى فرمايد: «إِنَّ اللَّهَ لَمْ يَأْخُذْ عَلَى الْجُهَّالِ عَهْداً بِطَلَبِ الْعِلْمِ حَتَّى أَخَذَ عَلَى الْعُلَمَاءِ عَهْداً بِبَذْلِ الْعِلْمِ لِلْجُهَّالِ لأَنَّ الْعِلْمَ کَانَ قَبْلَ الْجَهْلِ؛ خداوند از جاهلان پيمانى براى طلب علم نگرفت تا اين که از عالمان پيمان بذل علم گرفت زيرا علم، قبل از جهل است (و تا عالمى که علمش را در اختيار بگذارد وجود نداشته باشد مکلف ساختن جاهلان به تحصيل علم مفهومى ندارد)».
درباره همين گفتار حکيمانه حديث جالبى از حسن بن عماره نقل شده که مى گويد: روزى نزد «زهرى» رفتم ـ بعد از آن که نقل حديث براى مردم را ترک گفته بود ـ و به او گفتم: احاديثى که شنيده اى براى من بازگو، به من گفت: مگر تو نمى دانى که من ديگر براى کسى حديث نقل نمى کنم؟! گفتم: به هر حال، يا تو براى من حديث بگو يا من براى تو حديث نقل مى کنم، گفت: تو حديث بگو!
گفتم: از على (عليه السلام) نقل شده که مى فرمود: «ما أَخَذَ اللَّهُ عَلى أَهْلِ الْجَهْلِ أَنْ يَتَعَلَّمُوا حَتّى أَخَذَ عَلى أَهْلِ الْعِلْمِ أَنْ يُعَلِّمُوا؛ خداوند از افراد نادان پيمان نگرفته که دنبال علم و دانش بروند، مگر اين که قبل از آن از علما و دانشمندان پيمان گرفته که به آن ها علم بياموزند»! هنگامى که اين حديث تکان دهنده را براى او خواندم، سکوت خود را شکست و گفت: اکنون بشنو تا براى تو بگويم. و در همان مجلس، چهل حديث براى من روايت کرد!
همين مطلب را که امام (عليه السلام) در اين گفتار حکيمانه بيان کرده در حکمت 372 با تعبير ديگرى فرموده است آن جا که قوام دين و دنيا را بر چهار اصل، استوار مى شمارد و اصل اول و دوم را اين قرار مى دهد: «عَالِمٍ مُسْتَعْمِلٍ عِلْمَهُ وَ جَاهِلٍ لايَسْتَنْکِفُ أَنْ يَتَعَلَّمَ؛ عالم و دانشمندى که علم خود را به کار گيرد و غير عالمى که از فراگيرى علم سرباز نزند».
در آيات و روايات متعددى شديدآ از کتمان علم نهى شده است که مفهومش اين است که عالم بايد علم خود را در اختيار ديگران بگذارد و به افراد ناآگاه اطلاع دهد. از جمله در حديثى از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مى خوانيم: «کاتِمُ العِلْمِ يَلْعَنُه کُلُّ شَىءٍ حتّى الحوتُ فِى البَحرِ وَ الطَّيرُ فى السَّماءِ؛ عالمى که علم خود را مکتوم دارد همه چيز، او را لعنت مى کنند حتى ماهيان دريا و مرغان هوا». نکته
آموزش کدام علم واجب است؟
اين سوال در ذيل کلام امام (عليه السلام) مطرح مى شود که خداوند براى تعليم کدام علم از علما پيمان گرفته پيش از آن که از جاهلان فراگرفتن آن را پيمان گرفته باشد؟
شک نيست که علوم اعتقادى و واجبات و محرمات و اخلاق اسلامى نخستين علومى است که پيمان تعليم آن از عالمان و پيمان فراگيرى آن از جاهلان گرفته شده است. اما علوم ديگر که قوام جامعه و نظام اجتماع بر آن استوار است مانند علم طب و علوم مربوط به صنايع و کشاورزى و دامدارى و سياست و تدبير مُدُن و علوم مربوط به جنگ و مبارزه با دشمنان، از علومى است که فقها تصريح کرده اند که فراگرفتن آن واجب کفايى است واگر من به الکفاية (به مقدار کافى) نباشد واجب عينى مى گردد. بنابراين در هر دو صورت لازم است عالمانِ اين علوم به تعليم گروهى از ناآگاهان بپردازند تا جامعه اسلامى از اين جهت فقير و ناتوان نگردد و نظام دين و دنيا به هم نريزد.
در عصر ما، کشورهاى صنعتى بزرگ به سبب نياز ديگران به صنايع آن ها، خواسته ها و افکار و فرهنگ خويش را به آن ها تحميل مى کنند و سعى در اسارت ديگران از طريق پيشرفت هاى علمى خود دارند، به همين دليل بر مسلمانان لازم است که در ميدان اين علوم سبقت جويند و لااقل خود را به ديگران برسانند تا از قيد اسارت آنان رهايى يابند. .
مسئوليت سنگين دانشمندان
امام (عليه السلام) در اين گفتار حکيمانه به نکته بسيار مهمى در مورد فراگيرى علوم اشاره کرده، مى فرمايد: «خداوند از افراد نادان پيمان نگرفته که دنبال علم و دانش بروند، مگر اين که قبل از آن از علما و دانشمندان پيمان گرفته که به آن ها علم بياموزند»؛ (مَا أَخَذَ آللّهُ عَلَى أَهْلِ آلْجَهْلِ أَنْ يَتَعَلَّمُوا حَتَّى أَخَذَ عَلَى أَهْلِ آلْعِلْمِ أَنْ يُعَلِّمُوا).
در بسيارى از کشورها در دنياى امروز تحصيل علم در حد قابل ملاحظه اى اجبارى است و چنانچه فرزندى متولد شود و مثلاً به سن شش سالگى برسد و نام او براى فراگرفتن علم در هيچ مدرسه اى نوشته نشده باشد پدر و مادر او مورد مواخذه قرار خواهند گرفت.
اين کار در دنياى ما که توجه خاصى به علوم در آن مى شود چيز عجيبى نيست. مهم آن است که حدود چهارده قرن پيش، اسلام نه تنها فراگيرى علم را فريضه شمرده بلکه بالاتر از آن، تعليم دادن را بر دانشمندان واجب کرده است و منطق عقل نيز همين را ايجاب مى کند. چگونه ممکن است بر افراد نادان فراگرفتن علم واجب باشد اما بر دانشمندان تعليم دادن واجب نباشد؟
امام (عليه السلام) در اين گفتار حکيمانه اشاره به دو پيمان الهى مى کند: پيمانى که در درجه اول است پيمانى است که از دانشمندان گرفته که علم خود را کتمان نکنند و در اختيار مردم بگذارند، و پيمانى که از افراد جاهل گرفته که به دنبال تحصيل علم بروند. و اگر اين دو پيمان در جامعه انسانى لباس عمل به خود بپوشد، جهل و نادانى ريشه کن خواهد شد.
همان گونه که در سند اين کلام حکيمانه اشاره شد، در احاديث اسلامى مطالب بسيارى در همين زمينه وارد شده است، از جمله همان حديث امام صادق (عليه السلام) که از جدش على (عليه السلام) نقل کرده و اين مطلب را به طور مشروح ترى بيان مى کند. مى فرمايد: «إِنَّ اللَّهَ لَمْ يَأْخُذْ عَلَى الْجُهَّالِ عَهْداً بِطَلَبِ الْعِلْمِ حَتَّى أَخَذَ عَلَى الْعُلَمَاءِ عَهْداً بِبَذْلِ الْعِلْمِ لِلْجُهَّالِ لأَنَّ الْعِلْمَ کَانَ قَبْلَ الْجَهْلِ؛ خداوند از جاهلان پيمانى براى طلب علم نگرفت تا اين که از عالمان پيمان بذل علم گرفت زيرا علم، قبل از جهل است (و تا عالمى که علمش را در اختيار بگذارد وجود نداشته باشد مکلف ساختن جاهلان به تحصيل علم مفهومى ندارد)».
درباره همين گفتار حکيمانه حديث جالبى از حسن بن عماره نقل شده که مى گويد: روزى نزد «زهرى» رفتم ـ بعد از آن که نقل حديث براى مردم را ترک گفته بود ـ و به او گفتم: احاديثى که شنيده اى براى من بازگو، به من گفت: مگر تو نمى دانى که من ديگر براى کسى حديث نقل نمى کنم؟! گفتم: به هر حال، يا تو براى من حديث بگو يا من براى تو حديث نقل مى کنم، گفت: تو حديث بگو!
گفتم: از على (عليه السلام) نقل شده که مى فرمود: «ما أَخَذَ اللَّهُ عَلى أَهْلِ الْجَهْلِ أَنْ يَتَعَلَّمُوا حَتّى أَخَذَ عَلى أَهْلِ الْعِلْمِ أَنْ يُعَلِّمُوا؛ خداوند از افراد نادان پيمان نگرفته که دنبال علم و دانش بروند، مگر اين که قبل از آن از علما و دانشمندان پيمان گرفته که به آن ها علم بياموزند»! هنگامى که اين حديث تکان دهنده را براى او خواندم، سکوت خود را شکست و گفت: اکنون بشنو تا براى تو بگويم. و در همان مجلس، چهل حديث براى من روايت کرد!
همين مطلب را که امام (عليه السلام) در اين گفتار حکيمانه بيان کرده در حکمت 372 با تعبير ديگرى فرموده است آن جا که قوام دين و دنيا را بر چهار اصل، استوار مى شمارد و اصل اول و دوم را اين قرار مى دهد: «عَالِمٍ مُسْتَعْمِلٍ عِلْمَهُ وَ جَاهِلٍ لايَسْتَنْکِفُ أَنْ يَتَعَلَّمَ؛ عالم و دانشمندى که علم خود را به کار گيرد و غير عالمى که از فراگيرى علم سرباز نزند».
در آيات و روايات متعددى شديدآ از کتمان علم نهى شده است که مفهومش اين است که عالم بايد علم خود را در اختيار ديگران بگذارد و به افراد ناآگاه اطلاع دهد. از جمله در حديثى از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مى خوانيم: «کاتِمُ العِلْمِ يَلْعَنُه کُلُّ شَىءٍ حتّى الحوتُ فِى البَحرِ وَ الطَّيرُ فى السَّماءِ؛ عالمى که علم خود را مکتوم دارد همه چيز، او را لعنت مى کنند حتى ماهيان دريا و مرغان هوا». نکته
آموزش کدام علم واجب است؟
اين سوال در ذيل کلام امام (عليه السلام) مطرح مى شود که خداوند براى تعليم کدام علم از علما پيمان گرفته پيش از آن که از جاهلان فراگرفتن آن را پيمان گرفته باشد؟
شک نيست که علوم اعتقادى و واجبات و محرمات و اخلاق اسلامى نخستين علومى است که پيمان تعليم آن از عالمان و پيمان فراگيرى آن از جاهلان گرفته شده است. اما علوم ديگر که قوام جامعه و نظام اجتماع بر آن استوار است مانند علم طب و علوم مربوط به صنايع و کشاورزى و دامدارى و سياست و تدبير مُدُن و علوم مربوط به جنگ و مبارزه با دشمنان، از علومى است که فقها تصريح کرده اند که فراگرفتن آن واجب کفايى است واگر من به الکفاية (به مقدار کافى) نباشد واجب عينى مى گردد. بنابراين در هر دو صورت لازم است عالمانِ اين علوم به تعليم گروهى از ناآگاهان بپردازند تا جامعه اسلامى از اين جهت فقير و ناتوان نگردد و نظام دين و دنيا به هم نريزد.
در عصر ما، کشورهاى صنعتى بزرگ به سبب نياز ديگران به صنايع آن ها، خواسته ها و افکار و فرهنگ خويش را به آن ها تحميل مى کنند و سعى در اسارت ديگران از طريق پيشرفت هاى علمى خود دارند، به همين دليل بر مسلمانان لازم است که در ميدان اين علوم سبقت جويند و لااقل خود را به ديگران برسانند تا از قيد اسارت آنان رهايى يابند. .