حکمت 475

وَ قَالَ عَلَيهِ السَّلَام
الْقَنَاعَةُ مَالٌ لاَ يَنْفَدُ.

امام (عليه السلام) فرمود:
قناعت ثروتى است پايان ناپذير.


مرحوم سيد رضى بعد از ذکر اين گفتار حکيمانه مى گويد: بعضى اين سخن را از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) نقل کرده اند. (قال الرضيُّ: و قد روى بَعضُهُم هذا الکلامَ لِرسولِ الله (صلي الله عليه و آله)).

شرح و تفسیر حکمت 475
شرح وتفسير
گنج پايان ناپذير!
امام (عليه السلام) در اين جمله کوتاه و حکيمانه به نکته مهمى درباره قناعت اشاره کرده، مى فرمايد: «قناعت ثروتى است پايان ناپذير»؛ (الْقَنَاعَةُ مَالٌ لاَ يَنْفَدُ).
مال و ثروت، مهم ترين وسيله براى زندگى مادى است که انسان به کمک آن به تمام خواسته هاى ضرورى و رفاهى خود مى رسد و حتى وسيله اى است براى رسيدن هوس بازان به هوس هايشان.
اما اين مال و ثروت هر قدر زياد باشد باز هم پايان پذير است به همين دليل بسيار ديده شده جوانانى که از پدرانشان مال و ثروت هنگفتى به ارث مى برند ولى بعد از مدتى همه آن را در راه شهوات و عيش و نوش و شراب و قمار و مانند آن تلف کرده و به روز فلاکت بارى گرفتار مى شوند و حتى اگر انسان ثروتش را در راه هاى غلط مصرف نکند اما زندگى را بسيار مرفه سازد اموال رو به فنا مى روند.
در اين جا امام (عليه السلام) ما را متوجه يک سرمايه معنوى، درونى و ذاتى مى کند که هرگز پايان نمى گيرد و آن، روح قناعت است.
افراد قانع زندگى ساده و بى تکلف خود را به راحتى مى توانند تأمين کنند و معمولاً تهى دست نخواهند شد زيرا اداره کردن يک زندگى ساده با يک کسب و کار ساده نيز امکان پذير است در حالى که زندگى هاى پرزرق و برق روز به روز گسترده تر و پرهزينه تر مى شود و حدّ توقفى ندارد و به همين دليل حريصانى که به قناعت پشت کرده اند هر چه به دست آورند آن ها را راضى نمى کند اما قانعان هميشه از زندگى خود راضى اند.
مرحوم کلينى در جلد دوم اصول کافى بابى تحت عنوان «قناعت» دارد که احاديث زيادى در ذيل آن آورده از جمله در حديثى از امام باقر (عليه السلام) آمده است: «إِيَّاکَ أَنْ تُطْمِحَ بَصَرَکَ إِلَى مَنْ فَوْقَکَ فَکَفَى بِمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لِنَبِيِّهِ (صلي الله عليه و آله) فَلا تُعْجِبْکَ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ وَ قَالَ وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْکَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا فَإِنْ دَخَلَکَ مِنْ ذَلِکَ شَيْءٌ فَاذْکُرْ عَيْشَ رَسُولِ اللَّهِ (صلي الله عليه و آله) فَإِنَّمَا کَانَ قُوتُهُ الشَّعِيرَ وَ حَلْوَاهُ التَّمْرَ وَ وَقُودُهُ السَّعَفَ إِذَا وَجَدَه؛ از اين که چشم به کسانى که (از نظر ثروت) از تو برترند بدوزى بپرهيز؛ (براى اثبات حقانيت اين سخن،) آنچه خداوند به پيغمبرش خطاب کرده کافى است، فرموده که اموال و اولاد فراوان آن ها (کافران) تو را در شگفتى فرو نبرد و نيز فرموده که چشمان خود را به نعمت هاى مادى اى که به گروه هايى از آن ها داده ايم ميفکن، اين ها شکوفه هاى زندگى دنياست (هدف اين است که آن ها را با آن بيازماييم). و اگر وسوسه اى در دل تو درباره اين امر واقع شد به ياد زندگى پيغمبر اکرم (صلي الله عليه و آله) باش، غذاى آن حضرت از نان جو و حلواى آن حضرت خرما و وسيله آتش افروختنش شاخه درختان نخل بود».
اميرمومنان على (عليه السلام) تفسير زيبايى درباره حيات طيبه (در آيه شريفه (فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً)) کرده، مى فرمايد: «زندگى پاک و پاکيزه همان قناعت است».
چرا زندگى آن ها پاک و از هر نظر سالم است؟ زيرا نه افکارشان مشغول مطالبات از مردم است، نه رنج بدهکارى به اين و آن دارند، نه تشويش حاصل از نوسان قيمت ها و نه مشکلات حفظ اموال و ثروت ها. و اين حيات طيبه بر اثر ايمان وعمل صالح پيدا مى شود همان گونه که در آيه شريفه مذکور آمد (مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُوْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً).
ايمان به خدا و اعتماد به وعده هاى او زرق و برق دنيا را در نظر انسان کوچک و بى ارزش مى کند عمل صالح، انسان را از تمام فعاليت هاى اقتصادى نامشروع بازمى دارد و نتيجه اين ها همان قناعت است.
حرص و ولع و سيرى ناپذيرى بلاى بزرگى است که بر سر کسانى که قناعت را ترک گفته اند نازل مى شود.
در حديثى از اميرمومنان (عليه السلام) مى خوانيم: «مَنْ رَضِيَ مِنَ الدُّنْيَا بِمَا يُجْزِيهِ کَانَ أَيْسَرُ مَا فِيهَا يَکْفِيهِ وَ مَنْ لَمْ يَرْضَ مِنَ الدُّنْيَا بِمَا يُجْزِيهِ لَمْ يَکُنْ فِيهَا شَيْءٌ يَکْفِيهِ؛ کسى که از دنيا به آنچه براى زندگى او ضرورت دارد راضى شود کمترين زندگى، او را کفايت مى کند و کسى که به آن راضى نشود هيچ چيز در دنيا براى او کافى نيست».
و به گفته شاعر فارسى زبان:
گفت چشم تنگ دنيا دوست را *** يا قناعت پر کند يا خاک گور
مرحوم سيد رضى بعد از ذکر اين کلام حکيمانه مى گويد: «بعضى اين سخن را از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) نقل کرده اند»؛ (قال الرضيُّ: و قد روى بَعضُهُم هذا الکلامَ لِرسولِ الله (صلي الله عليه و آله)).