حکمت 435
وَقَالَ عَلَيهِ السَّلَام
مَا کَانَ آللّهُ لِيَفْتَحَ عَلَى عَبْدٍ بَابَ الشُّکْرِ وَ يُغْلِقَ عَنْهُ بَابَ آلزِّيَادَةِ، وَ لاَ لِيَفْتَحَ عَلَى عَبْدٍ بَابَ آلدُّعَاءِ وَ يُغْلِقَ عَنْهُ بَابَ آلاِْجَابَةِ، وَ لاَ لِيَفْتَحَ لِعَبْدٍ بَابَ التَّوْبَةِ وَ يُغْلِقَ عَنْهُ بَابَ آلْمَغْفِرَةِ.
امام (عليه السلام) فرمود:
چنين نيست که خداوند درِ شکر را به روى بنده اى بگشايد و درِ فزونى نعمت را به رويش ببندد، و چنين نيست که خداوند باب دعا را به روى کسى بگشايد و باب اجابت را به رويش ببندد، و نيز چنين نيست که خداوند در توبه را به روى کسى باز کند و در آمرزش را به رويش ببندد.
شرح و تفسیر حکمت 435
امام (عليه السلام) در اين گفتار حکيمانه که برگرفته از آيات قرآن مجيد است سه بشارت به سه گروه مى دهد. نخست مى فرمايد: «چنين نيست که خداوند درِ شکر را به روى بنده اى بگشايد و درِ فزونى را به رويش ببندد»؛ (مَا کَانَ آللّهُ لِيَفْتَحَ عَلَى عَبْدٍ بَابَ الشُّکْرِ وَ يُغْلِقَ عَنْهُ بَابَ آلزِّيَادَةِ).
اين سخن برگرفته از آيه شريفه هفتم از سوره ابراهيم است: (وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لاََزِيدَنَّکُمْ).
آرى اين وعده الهى است که خداوند شاکران را فزونى نعمت مى بخشد. دليل آن هم روشن است: شخصى که از نعمت الهى در مسير اطاعت او استفاده مى کند و حق نعمت را ادا مى نمايد، با زبان حال مى گويد: من لايق اين نعمتم، و خداوند نيز نعمت را بر او مى افزايد. درست مثل اين که باغبانى هنگامى که باغ را آبيارى مى کند درختان را بارور و پرثمر مى بيند و اين امر سبب مى شود که باغبان بيشتر از آن باغ مراقبت کند زيرا درختانش به زبان حال، لياقت خود را بيان کرده اند.
در دومين بشارت مى فرمايد: «چنين نيست که خداوند باب دعا را به روى کسى بگشايد و باب اجابت را به رويش ببندد»؛ (وَ لاَ لِيَفْتَحَ عَلَى عَبْدٍ بَابَ آلدُّعَاءِ وَيُغْلِقَ عَنْهُ بَابَ آلاِْجَابَةِ).
اين، اشاره به آيه شريفه 60 سوره غافر است: (وَقَالَ رَبُّکُمْ ادْعُونِى أَسْتَجِبْ لَکُمْ) وآيه شريفه 186 سوره بقره: (وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِى عَنِّى فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِى)؛ «هرگاه بندگان من درباره من از تو سوال کنند (بگو:) من به آن ها نزديکم و دعاى دعا کننده را هنگامى که مرا (از صميم دل) بخواند اجابت مى کنم».
دليل آن هم روشن است زيرا نه خداوند بخيل است و نه اجابت دعا چيزى از او مى کاهد بلکه رحمانيت و رحيميت او ايجاب مى کند که تمام تقاضاهاى بندگان را اجابت فرمايد و اگر گاهى اجابت دعا تأخير مى افتد و يا بعضى از دعاها به اجابت نمى رسد حتمآ به دليل مصالحى است يا به واسطه وجود موانع.
بسيار مى شود که انسان از خدا چيزى مى خواهد که دشمنِ جان اوست اما توجه ندارد. خداوند چنين دعايى را مستجاب نمى کند و گاه چيزهايى مى خواهد اما موانعى مانند گناهان بزرگ جلوى اجابت آن را مى گيرد.
در سومين بشارت مى فرمايد: «چنين نيست که خداوند درِ توبه را به روى کسى باز کند و درِ آمرزش را به رويش ببندد»؛ (وَلاَ لِيَفْتَحَ لِعَبْدٍ بَابَ التَّوْبَةِ وَيُغْلِقَ عَنْهُ بَابَ آلْمَغْفِرَةِ).
اين سخن برگرفته از آيه شريفه 25 سوره شورى است: (وَهُوَ الَّذِى يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَعْفُوا عَنِ السَّيِّئَاتِ وَيَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ)؛ «او کسى است که توبه را از بندگانش مى پذيرد و بدى ها را مى بخشد، وآنچه را انجام مى دهيد مى داند».
اصولاً امکان ندارد خداوند دستور به چيزى بدهد و نتيجه آن را پذيرا نشود؛ از يک سو به بندگانش بگويد توبه کنيد يا بفرمايد درى به سوى رحمتم براى شما گشوده ام و آن، باب توبه است از اين در وارد شويد ولى خودش حاضر نباشد توبه توبه کاران را بپذيرد.
شبيه همين معانى در حکمت 135 آمد که امام (عليه السلام) فرمود: کسى که توفيق چهار چيز را پيدا کند از چهار چيز محروم نخواهد شد: کسى که موفق به دعا شود از اجابت محروم نمى گردد و کسى که موفق به توبه شود از قبول توبه محروم نخواهد شد و کسى که موفق به استغفار گردد از آمرزش محروم نمى شود و کسى که توفيق شکرگزارى پيدا کند محروم از فزونى نعمت نخواهد شد.
قابل توجه اين که جمله «مَا کَانَ اللَّهُ» وجمله هاى معطوف بر آن اشاره به توفيقات الهى است يعنى هنگامى که خداوند کسى را به يکى از اين سه چيز (شکر و دعا و توبه) موفق دارد درهاى نتايج آن ها را نيز به روى او مى گشايد: فزونى نعمت در برابر شکر، اجابت در برابر دعا و آمرزش در برابر توبه.
درواقع شکر و دعا و توبه، سه موضوع سرنوشت ساز در زندگى انسان است و سعادتمند و خوشبخت کسانى هستند که بتوانند از هر سه استفاده کنند؛ در برابر نعمت ها شاکر باشند، در مشکلات دست به دعا بردارند و به هنگام لغزش ها و گناهان از درِ توبه وارد شوند.
در روايت ارشاد القلوب ديلمى که اين گفتار حکيمانه به صورت مشروح ترى در آن آمده جمله چهارمى نيز اضافه شده است و آن اينکه «وما کان الله ليفتح باب التوکل ولم يجعل للمتوکل مخرجا فإنه سبحانه يقول وَمَنْ يتَّقِ اللَّهَ يجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَيرْزُقْهُ مِنْ حَيثُ لا يحْتَسِبُ وَمَنْ يتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ؛ چنين نيست که خداوند باب توکل را به روى کسى بگشايد و براى خروج از مشکلاتش راهى براى او قرار ندهد زيرا خداوند مى فرمايد: کسى که تقوا را پيشه کند خداوند راه خروج از مشکلات را براى او قرار مى دهد و از جايى که گمان نمى کند به او روزى مى دهد وکسى که بر خدا توکل کند خداوند براى او کافى است».
در روايات اسلامى نيز بر اين سه موضوع تأکيدات فراوانى شده است که به سه نمونه آن در اين جا قناعت مى کنيم.
امام صادق (عليه السلام) درمورد شکر مى فرمايد: «مَکْتُوبٌ فِى التَّوْرَاةِ اشْکُرْ مَنْ أَنْعَمَ عَلَيکَ وَ أَنْعِمْ عَلَى مَنْ شَکَرَکَ فَإِنَّهُ لاَ زَوَالَ لِلنَّعْمَاءِ إِذَا شُکِرَتْ وَ لاَ بَقَاءَ لَهَا إِذَا کُفِرَتْ الشُّکْرُ زِيادَةٌ فِى النِّعَمِ وَ أَمَانٌ مِنَ الْغِيرِ؛ در تورات نوشته شده است: کسى که به تو نعمت بخشيده شکر او را به جاى آور و کسى که از تو تشکر مى کند نعمت را بر او افزون کن زيرا هنگامى که شکر نعمت به جاى آورده شود نعمت زوال نمى پذيرد و هنگامى که کفران شود بقايى نخواهد داشت و شکر، سبب زيادىِ نعمت ها و امان از دگرگونى هاست».
امام صادق (عليه السلام) در روايت ديگرى درمورد دعا مى فرمايد: «فَأَکْثِرْ مِنَ الدُّعَاءِ فَإِنَّهُ مِفْتَاحُ کُلِّ رَحْمَةٍ وَ نَجَاحُ کُلِّ حَاجَةٍ وَ لاَ ينَالُ مَا عِنْدَ اللَّهِ إِلاَّ بِالدُّعَاءِ فَإِنَّهُ لَيسَ مِنْ بَابٍ يکْثُرُ قَرْعُهُ إِلاَّ أَوْشَکَ أَنْ يفْتَحَ لِصَاحِبِهِ؛ بسيار دعا کن چراکه دعا کليد هر رحمت و سبب رسيدن به هر حاجت است و به آنچه نزد خداست جز با دعا نمى توان رسيد (و دعا سرانجام به اجابت مى رسد) زيرا هر درى را بسيار بکوبند اميد آن مى رود که باز شود».
در حديثى از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) درمورد توبه مى خوانيم: «لَيسَ شَىءٌ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ مِنْ مُوْمِنٍ تَائِبٍ أَوْ مُوْمِنَةٍ تَائِبَةٍ؛ هيچ کسى نزد خداوند محبوب تر از مرد و زن توبه کار نيست».
* * *
.