تفسیر حکمت 450

وَ قَالَ عَلَيهِ السَّلَام
مَا مَزَحَ آمْرُؤٌ مَزْحَةً إِلاَّ مَجَّ مِنْ عَقْلِهِ مَجَّةً.

ترجمه
امام (عليه السلام) فرمود:
هيچ کس شوخى (نامناسبى) نکرد مگر اين که مقدارى از عقل خود را فروريخت.
شرح و تفسیر
شرح وتفسير
شوخى نامناسب
امام (عليه السلام) در اين گفتار حکيمانه به کسانى که مزاح نامناسب مى کنند يا در مزاح افراط مى ورزند، هشدار مى دهد که مزاح مايه فروريختن قسمتى از عقل انسان است، مى فرمايد: «هيچ کس شوخى (نامناسبى) نکرد مگر اين که مقدارى از عقل خود را فرو ريخت»؛ (مَا مَزَحَ آمْرُؤٌ مَزْحَةً إِلاَّ مَجَّ مِنْ عَقْلِهِ مَجَّةً).
حقيقت مزاح آن است که انسان سخنى غير واقعى بگويد ـ البته با قرائن حالى يا مقالى ـ که مايه انبساط خاطر و تفريح شود ولى اين کار با اين که در بسيارى از موارد پسنديده است و در اخبار به آن توصيه شده گاه مشکلات عظيمى به بار مى آورد که بعداً به آن اشاره خواهيم کرد.
«مَزَحَ» از ماده «مزاح» (بر وزن کتاب) و معادل آن در فارسى، شوخى کردن است و شامل سخنان غير جدّى است که براى انبساط خاطر گفته مى شود و در مدح آن همين بس که پيغمبر اکرم (صلي الله عليه و آله) در روايتى فرمود: «إنّى أمزَحُ و لا أقولُ إلّا حقّاً؛ من مزاح مى کنم ولى جز حق نمى گويم».
«مجَّ» از ماده «مجّ» (بر وزن حج) در اصل به معناى بيرون ريختن مايعى از دهان است. سپس به هرگونه ريزشى اطلاق شده است. و «مجَّة» به معناى يک بار فرو ريختن است. همچنين «مزحة» به معناى يک بار مزاح کردن مى باشد. و در روايات متعددى نمونه هايى از شوخى هاى پيغمبر اکرم (صلي الله عليه و آله) نقل شده که معروف است از جمله روزى پيرزنى خدمت آن حضرت رسيد، ايشان رو به او کرد و فرمود: پيرزن هرگز وارد بهشت نمى شود. پيرزن گريه کرد، پيغمبر (صلي الله عليه و آله) فرمود: (غصه مخور) آن روز تو پيرزن نيستى (بلکه جوان هستى)، خداوند مى فرمايد: (إِنَّا أَنشَأْنَاهُنَّ إِنشَاءً * فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْکَارآ)؛ «ما آن زنان بهشتى را به وجود آورديم و همه را باکره قرار داديم». در حديث ديگرى آمده است که فردى اعرابى گاه خدمت پيغمبر اکرم (صلي الله عليه و آله) مى آمد و هديه اى مى آورد سپس عرض مى کرد: پول هديه را لطف بفرماييد رسول خدا (صلي الله عليه و آله) (به سبب اين شوخى) مى خنديد و گاه هنگامى که آن حضرت غمگين مى شد مى فرمود: اعرابى کجاست؟ اى کاش باز هم مى آمد.
واژه «مداعبه» و«دعابه» در لغت عرب به معنى مزاح است و در روايات از آن مدح شده است. در حديثى از امام صادق (عليه السلام) مى خوانيم: «إنَّ المُداعَبةَ مِن حُسنِ الخُلُقِ و إنّک لَتُدخِلُ به السّرورَ على أخيک و لَقَد کان رسولُ اللَّهِ (صلي الله عليه و آله) يُداعِبُ الرَّجُلَ يُريدُ أن يَسُرَّهُ؛ مزاح کردن از حُسن خلق است و تو به وسيله آن، سرور در دل برادر مومنت وارد مى کنى و پيغمبر اکرم (صلي الله عليه و آله) گاهى با افراد شوخى مى کرد تا آن ها را شاد کند».
مخصوصاً در سفرها که مشکلات بيشتر است و گاه پيشامدهاى نگران کننده اى رخ مى دهد دستور به مزاح داده شده است.
در بحارالانوار، جلد 73 بابى تحت عنوان «حسن الخلق و حُسن الصحابة و سائر آداب السفر» ذکر گرديده و در آن روايات متعددى در مورد حُسن مزاح در سفر آورده شده از جمله حديثى از پيغمبر اکرم (صلي الله عليه و آله) که مى فرمايد: «وَ أَمَّا الَّتِى فِى السَّفَرِ فَبَذْلُ الزَّادِ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ وَ الْمِزَاحُ فِى غَيرِ الْمَعَاصِى؛ اما آنچه در سفر نشانه شخصيت و جوانمردى است بخشيدن زاد و توشه به ديگران و حسن خلق و مزاح بدون آلودگى به معصيت است». نکته
خطرات مزاح وشوخى
با اين که مزاح ـ همان گونه که گفته شد ـ باعث آرامش روح و رفع هموم و غموم است و به خصوص در مشکلاتى همچون مشکلات سفر، کار را بر انسان آسان مى کند ولى در عين حال اگر خارج از حساب و کتاب باشد ممکن است عظيم ترين مشکلات را به بار آورد.
بسيارى از مزاح ها ممکن است موجب دشمنى و عداوت گردد و کينه ها را در سينه ها انباشته کند چرا که شخص مزاح کننده نمى تواند کار خود را سالم انجام دهد، در لباس مزاح بر زخم مخالفان خود نمک مى پاشد و دشنه در پهلوى آن ها فرو مى کند.
گاهى مزاح جنبه انتقام جويى و ايذاء و آزار ديگران را ندارد اما مسائل مبتذل و رکيکى در آن مطرح مى شود همان گونه که بسيارى از مزاح هاى عوام به اين صورت است. اين گونه مزاح ها شخصيت انسان را پايين مى آورد و همان گونه که امام (عليه السلام) در کلام حکيمانه فوق فرمود: هر مزاحى که اين گونه باشد مقدارى از عقل و درايت انسان را فرو مى ريزد.
گاهى مزاح، توأم با غيبت و تهمت است که آن نيز از گناهان کبيره مى باشد.
گاه بعضى از مزاح ها موجب وحشت و شوک هاى سخت روحى مى شود و افرادى در اين گونه مزاح ها جان خود را از دست مى دهند مثل اين که تلفن را بردارد و از روى مزاح به دوست خود بگويد: مغازه ات آتش گرفت يا اتومبيل تو را دزديدند و يا فرزندت تصادف نمود و اين گونه خبرهاى دروغ و وحشتناک که در ميان بعضى از افراد بى بندوبار معمول است.
گاه بعضى از مزاح ها که از فردى باشخصيت درباره افراد عادى صادر مى شود زبان آن ها را مى گشايد و او را هتک احترام وبه او توهين مى کنند. آن گونه که در حديثى از امام صادق (عليه السلام) مى خوانيم: «لاَ تُمَارِ فَيذْهَبَ بَهَاوُکَ وَ لاَ تُمَازِحْ فَيجْتَرَأَ عَلَيکَ؛ مِراء و جدال با افراد مکن که ابهت تو را از بين مى برد و مزاح (با افراد ناآگاه) مکن که آن ها را در برابر تو جسور مى سازد».
همين مضمون در تحف العقول از امام حسن عسکرى (عليه السلام) نقل شده است. .