تفسیر حکمت 436

وَقَالَ عَلَيهِ السَّلَام
أَوْلَى الَّناسِ بِالْکَرَمِ مَنْ عُرِفَتْ بِهِ آلْکِرَامُ.

ترجمه
امام (عليه السلام) فرمود:
شايسته ترين مردم به کَرَم، آن کسى است که افراد کريم به واسطه او شناخته شوند. (معرف کريمان، از همه کريم تر است).
شرح و تفسیر
معرف کريمان
اين گفتار حکيمانه در منابع مختلف نهج البلاغه به دو صورت نقل شده است: اول به همان صورتى که در عبارت بالا آمده و «عُرِفَتْ» از ماده «معرفت» ذکر شده و مفهوم کلام امام (عليه السلام) اين است: «شايسته ترين مردم به کَرَم کسى است که معرف کريمان باشد»؛ (أَوْلَى الَّناسِ بِالْکَرَمِ مَنْ عُرِفَتْ بِهِ آلْکِرَامُ).
«کَرَم» در اصل به معناى شرافت است و به شخصى که داراى صفات برجسته باشد کريم گفته مى شود و به گفته راغب در مفردات، هرگاه کَرَم به عنوان صفت خداوند به کار رود و گفته شود: خداوند کريم است، يعنى داراى انواع بخشش ها دربرابر بندگان خويش است و هنگامى که آن را به عنوان وصفى براى انسان ذکر کنند به معناى دارا بودن صفات برجسته انسانى و شرافت و شخصيت است. و در گفتار حکيمانه مورد بحث به همين معنا آمده و اشاره به افراد صاحب فضيلت و باشخصيت است. به اشياء نفيس نيز کريم گفته مى شود و سنگ هاى قيمتى را «حجر کريم» مى گويند.
اشاره به اين که وقتى کسى اشخاص کريم و باشخصيت و بزرگوار را معرفى مى کند مفهومش اين است که او اين اشخاص را دوست مى دارد و کَرَم و کرامت را ارزش مى شمرد اگر چنين است خودش از همه بيشتر بايد به اين موضوع اهميت بدهد. کسى که حاتم طايى را مدح و ستايش مى کند بايد خودش سهمى از سخاوت و کرم داشته باشد.
از آن فراتر کسى که امام بزرگوارى را به صفات برجسته اى مى ستايد؛ اميرمؤمنان (عليه السلام) را به جود و سخاوت و شجاعت و علم و درايت و امام حسين (عليه السلام) را به ايثار و شهادت در راه خدا مى ستايد و همچنين هر يک از ائمه (عليهم السلام) را به صفات برجسته اى توصيف مى کند چگونه مى تواند خودش از تمام اين اوصاف بيگانه و تهى باشد. آرى آن کس که کرامت کريمان را مى ستايد از همه شايسته تر است که راه آن ها را بپويد.
و در نقطه مقابل، بيچاره ترين مردم کسانى هستند که خوبى هاى خوبان را توصيف مى کنند اما خودشان هرگز در عمل در مسير آن ها نيستند.
در حديثى که مرحوم کلينى در کتاب کافى از امام صادق (عليه السلام) نقل کرده مى خوانيم: «إِنَّ مِنْ أَشَدِّ النَّاسِ حَسْرَةً يوْمَ الْقِيامَةِ مَنْ وَصَفَ عَدْلاً ثُمَّ عَمِلَ بِغَيرِهِ؛ شديدترين حسرت ها در روز قيامت حسرت و افسوس کسى است که از عدالتى تعريف و تمجيد کرده ولى خودش به غير آن عمل نموده است».
مرحوم علامه مجلسى در جلد 69 بحارالانوار بابى به عنوان «من وصف عدلا ثم خالفه الى غيره» آورده و احاديث متعددى در ذيل آن نقل کرده است.
و اما بنابر صورت دوم که در بسيارى از نسخ آمده مفهوم کلام امام (عليه السلام) اين است: شايسته ترين مردم به کَرَم کسى است که از دودمان کريمان باشد (و کَرَم در اعماق وجودش ريشه دوانده باشد) «أَوْلَى النَّاسِ بِالْکَرَمِ مَنْ عَرَّقَتْ فِيهِ الْکِرَامُ».
«عَرَّقَتْ» از ماده «عِرق» (بر وزن فکر) به معناى ريشه، گرفته شده است.

شاعر عرب نيز دراين باره مى گويد:
إنّا سَألنا قَومَنا فَخِيارُهُم *** مَن کانَ أفضَلَهُم أبوه الأفضَل
أعطى الّذى أعطى أبوهُ قبلَه *** و تَبخّلت أبناءُ مَن يَتبخّل
ما درباره قوم وقبيله خود تحقيق کرديم ديديم بهترين آن ها کسى بود که پدرش فضل و شرافتى داشت.
کسى عطا و بخشش مى کند که پدرش پيش از او بخشش داشته و به عکس، فرزندان بخيلان بخل را پيشه مى کنند.
شاعر ديگرى مى گويد:
إنّ العروقَ إذا استَسَرّ بها الثَّرى *** أثْرى النّباتُ بها وطابَ المَزْرَع
هنگامى که خاک ريشه ها را خوب تغذيه مى کند گياه و مزرعه اى که از طريق آن ريشه ها مى رويد خوب و پاکيزه است.
اين کلام را با سخنى از از سالار شهيدان امام حسين (عليه السلام) پايان مى دهيم آن جا که فرمود: «إِنَّ الدَّعِىَّ ابْنَ الدَّعيّ قَدْ رَکَزَ بَيْنَ اثْنَتَيْنِ بَيْنَ السِّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَيْهاتَ مِنَّا الذِّلّة يأبى اللّهِ ذلِکَ وَ رَسُولُهُ وَالمؤمنونَ وَ حُجُورٌ طابَتْ وطَهُرَتْ، وَ أُنُوفٌ حَمِيَّةٌ، وَ نُفُوسٌ أَبِيَّةٌ، مِنْ أن نُؤثِرَ طاعَةَ اللِّئامِ عَلى مَصارِعِ الْکِرامِ؛ آگاه باشيد! مرد آلوده، فرزند آلوده، مرا در ميان شمشير و ذلّت مخير ساخته است. هيهات که من ذلّت را بپذيرم و او به مقصد خويش برسد! خداوند و رسولش و مومنان و نياکان پاک دامن و مادران پاکيزه من، از اين ابا دارند که اطاعت لئيمان را بر قربانگاه بزرگواران ترجيح دهيم».

* * *