تفسیر حکمت 413

وَقَالَ عَلَيهِ السَّلَام
مَنْ صَبَرَ صَبْرَ آلْأَحْرَارِ، وَ إِلاَّ سَلاَ سُلُّوَّ آلْأَغْمَارِ.

ترجمه
امام (عليه السلام) فرمود:
هرکس همچون آزادگان شکيبا باشد (به اجر و پاداش صابران خواهد رسيد و آرامش خواهد يافت) وگرنه همچون جاهلان، خود را به غفلت مى زند (و بى نصيب خواهد بود).
شرح و تفسیر
دو راهى مصائب
به نظر مى رسد امام (عليه السلام) اين جمله گفتار حکيمانه 413 را به هنگام تسليت گفتن به يکى از افراد مصيبت زده بيان فرموده و بعيد نيست حکمت بعدى (414) که خطاب به اشعث بن قيس است تعبير ديگرى از اين حکمت، و مخاطب در هر دو اشعث بن قيس باشد. امام (عليه السلام) در اين گفتار حکيمانه مصيبت زدگان را بر سر دو راهى قرار مى دهد، مى فرمايد: «هرکس همچون آزادگان شکيبا باشد (به اجر و پاداش صابران خواهد رسيد و آرامش خواهد يافت) وگرنه همچون جاهلان، خود را به غفلت خواهد زد»؛ (مَنْ صَبَرَ صَبْرَ آلاَْحْرَارِ، وَإِلاَّ سَلاَ سُلُّوَّ آلاَْغْمَارِ).
«سلا» از ماده «سُلُوّ» (بر وزن غلو) به معناى به فراموشى سپردن و از ياد بردن چيزى است.
و «اغمار» جمع «غُمر» (بر وزن عمق) به معناى انسان جاهل و نادان است. اين واژه در اصل به معناى از بين بردن اثر چيزى است مانند آب زيادى که چهره چيزى را مى پوشاند و يا جهل و نادانى عميق که انسان را در خود فرو مى برد و گرفتار غفلت و سرگردانى مى کند.
اشاره به اين که براى تخفيف آلام و دردهاى مصائب، انسان دو راه در پيش دارد؛ راهى را عاقلان برمى گزينند و راه ديگر را جاهلان. افراد عاقل و بزرگوار و باشخصيت در برابر مصائب شکيبايى پيشه مى کنند، جزع و فزع به خود راه نمى دهند و مى دانند زندگى دنيا به هر حال، آميخته با درد و رنج هاست که بسيارى از آن ها اجتناب ناپذير است و همگان گرفتار آن مى شوند، خواه يک فرد ضعيف باشد يا رئيس نيرومند يک کشور و فرمانده يک لشکر.
اين شکيبايى سبب مى شود که آن ها زبان به ناشکرى نگشايند و از خداوند شکايت نکنند و در عمل نيز جزع و فزع ننمايند بلکه خدا را شکر گويند و مصيبت را آزمون الهى يا جبران خطاها و يا مقدمه نعمتى بدانند. آن ها اجر و پاداش صابران را خواهند داشت که قرآن مجيد از آن ها با عظمت ياد کرده، مى فرمايد: (وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَىْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ * الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ * أُوْلَئِکَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ)؛ «قطعاً همه شما را با چيزى از ترس، گرسنگى و کاهش در مال ها و جان ها و ميوه ها آزمايش مى کنيم؛ و بشارت ده به استقامت کنندگان! آن هاکه هرگاه مصيبتى به ايشان مى رسد، مى گويند: «ما از آن خداييم؛ و به سوى او بازمى گرديم». اينها، همان ها هستند که الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده؛ و آن ها هدايت يافتگان هستند!».
اما جاهلان، اين راه روشن و پرافتخار را رها کرده براى فراموش کردن مصائب، خود را به غفلت و بى خبرى مى زنند و به سرگرمى هاى ناسالم و لهو و لعب مى پردازند؛ نه اجر صابران را دارند و نه افتخارات آن ها را.
روشن است که منظور امام (عليه السلام) اين نيست که يکى از اين دو راه را انتخاب کنيد بلکه منظور اين است که اگر راه اوّل را نپذيرفتيد به راه دوم خواهيد افتاد که رهبر شما در اين راه، شيطان و هواى نفس است. البته بعضى از جاهلان راه سومى انتخاب مى کنند؛ آنقدر جزع و فزع و بى تابى مى کنند و سخنان ناموزون مى گويند تا خسته شوند و با گذشت زمان به تدريج فشار مصيبت کاسته شود؛ اين راه نيز راه عاقلان و افراد باايمان نيست.
در حکمت 414 که تعبير ديگرى از حکمت 413 است مى خوانيم که امام (عليه السلام) در خبر ديگرى اين سخن را خطاب به اشعث به عنوان تسليت مرگ فرزندش عنوان کرد و فرمود: «هرگاه همچون بزرگواران صبر پيشه کنى (پيروز خواهى شد) وگرنه همچون چهارپايان، خود را به غفلت خواهى زد»؛ (إِنْ صَبَرْتَ صَبْرَ آلْأَکَارِمِ، وَ إِلاَّ سَلَوْتَ سُلُوَّ آلْبَهَائِمِ).
تفاوت ميان اين دو گفتار حکيمانه اين است که در جمله دوم به جاى احرار (آزادگان)، اکارم (بزرگواران) آمده است که هر دو قريب المضمون هستند و به جاى اغمار (جاهلان)، بهائم (چهارپايان) ذکر شده که آن ها نيز مضمونى شبيه به هم دارند.
درحکمت 291تسليت امام (عليه السلام) به اشعث بن قيس براى مرگ فرزندش به صورت گسترده ترى آمده است که شرح آن را در ذيل همان حکمت بيان کرديم.
شرح حال اشعث بن قيس را نيز که از منافقان مشهور بود وامام (عليه السلام) به دلايلى با او مدارا مى کرد در ذيل نامه پنجم (جلد نهم پيام امام (عليه السلام)) آورديم. نکته
راه صحيح برخورد با مشکلات زندگى
زندگى، خالى از مشکلات ودرد ورنج ها نيست. پاره اى از آن ها قابل اجتناب است که انسان بايد با هشيارى جلوى آن ها را بگيرد و يا اگر براثر غفلت مشکلى دامان او را گرفت راهى براى برون رفت از آن پيدا کند و دست روى دست نگذارد تا مشکل، او را از پاى درآورد. ولى پاره اى از مشکلات چنين نيست و هيچ کس قادر بر دفع آن نمى باشد ازجمله اين که همه دوستان و خويشاوندان با هم به دنيا نمى آيند و همه با هم از دنيا نمى روند؛ فقدان عزيزان مطلبى است غير قابل اجتناب.
اين از يک سو، از سوى ديگر فشار مصيبت گاه به قدرى سنگين است که اگر انسان چاره اى براى آن نينديشد او را از پاى درمى آورد. بهترين راه براى کاستن و از بين بردن فشار مصيبت توجه به پاداش صابران و شخصيت آن ها در پيشگاه خداوند است و اين زاييده ايمان وتقواست.
انسان مومن و متقى مى داند هرچه از سوى دوست مى رسد نيکوست واى بسا در مصائب، مصالحى باشد که بسيار مفيد و موثر بوده و از اهميت مصيبت، برتر و بالاتر است و يا جبران گناهى است که از انسان سرزده و سبب پاکى او مى شود و يا آزمونى است که اگر از عهده آن برآيد مقام مقربان درگاه خدا را پيدا مى کند.
اين تفکر و انديشه است که فشار مصيبت را مى کاهد و از بين مى برد.
تعبير به «احرار» در کلام امام (عليه السلام) نيز ناظر به همين معناست که آزادگان مى کوشند از طرق مختلف، آثار سوء حوادث ناگوار را از خود دور سازند و با صبر و شکيبايى به استقبال آينده روشنى بروند و تا آن جا که ممکن است حوادث ناگوار را جبران سازند ولى اغمار (جاهلان) يا زبان به ناشکرى مى گشايند و يا با سرگرمى هاى ناسالم خود را مشغول مى کنند.
توجه به آنچه در آيات و روايات درباره پاداش صابران آمده نيز تأثير بسزايى در صبر و شکيبايى انسان در برابر حوادث ناگوار دارد.
در حديثى از پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) مى خوانيم: «الصَّبْرُ خَيرُ مَرْکَبٍ مَا رَزَقَ اللَّهُ عَبْداً خَيراً لَهُ وَ لاَ أَوْسَعَ مِنَ الصَّبْر؛ صبر بهترين مرکب راهوار است و خداوند به بنده اى از بندگانش چيزى بهتر و گسترده تر از صبر عنايت نکرده است».

در حديثى از اميرمؤمنان على (عليه السلام) مى خوانيم که فرمود: «الصّبرُ على البلاءِ أفضَلُ مِن العافيةِ فى الرَّخاءِ؛ صبر در برابر مشکلات، برتر از عافيت در وسعت است». زيرا اجر فراوان اخروى آن قابل مقايسه نيست.

* * *

.